پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
118
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
ايرانيان چون رسيدن اينان را ديدند به دهانه رود پس كشيدند كه از حمله بر كنار باشند . ولى چون ديدند يونانيان قصد آنان را دارند و با همه كنارهگيرى همچنان دنبالشان مىكنند ناگزير گرديده به گفته فانوديموس « 1 » با ششصد كشتى به جنگ درآمدند . ولى ايفوروس مىگويد : « تنها سيصد و چهل كشتى داشتند . بههرحال كارى كه شايسته آن نيرو و زور بود نكردند و بيش از اين هنرى ننمودند كه بىدرنگ پاروها را برگردانيده روى به سوى خشكى نهادند و آنان كه زودتر رسيدند خود را بيرون انداخته به لشكرگاه در آن نزديكى به گريختند ، ولى ديگران با كشتى خود يا نابود گرديدند و يا اسير افتادند . ميزان شمارش آنان را از اينجا مىتوان به دست آورد كه گذشته از كسانى كه گريخته جان به در بردند يا كسانى كه به دريا فرو رفتند دويست كشتى به دست يونانيان افتاد . اين هنگام لشكر خشكى به حركت آمده روانه كنار دريا گرديد . كيمون ترديد داشت كه آيا يونانيان را به خشكى درآورد يا نه و سخت مىترسيد كه يونانيان كه فرسوده و درماندهاند و تازه از يك جنگ و كشتاربزرگى دست كشيدهاند اگر آنان را دوباره به جنگ برانگيزد با لشكرى كه آسوده و تازه دم و در شماره چندين برابر هستند و بر او گرداند ، اين خود آنان را به دم شمشير دادن باشد . ولى چون ديد يونانيان همه چابكى و استوارى مىنمايند و آن فيروزى پيشين جز بر نيروى ايشان نيافزوده اين بود دستور پياده شدن داد با آنكه هنوز عرق جنگ پيشين سرد نشده بود . اينان همينكه پياده شدند خروشى برآورده بر دشمن تاختند ، ايرانيان سخت ايستادگى نموده اين حمله را دليرانه رد نمودند و اين بود كه جنگ بسيار سخت گرديده بسيارى از آتنيان كه هم در رتبه و در دليرى سرشناس بودند كشته گرديدند . ولى سرانجام پس از كوشش بىاندازه فيروزى از آن يونانيان گرديده دشمن را از جا كندند . گروهى را از ايشان كشته ديگران را دستگير ساختند و چادرهاى آنان را كه پر از خواستههاى گرانبها بود تاراج كردند . كيمون همچون كشتىگير بسيار ماهرى كه فرسوده نمىشود با آنكه در يك روز دو فيروزى به دست آورد كه آن يكى از فيروزى سالامين در دريا بزرگتر و اين يكى از فيروزى پلاتاى در خشكى مهمتر بود با اين همه خواست پيشرفت ديگرى بهره خود گرداند .
--> ( 1 ) . Phanodemus